از مجریان محترم جناب آقای عباس گلرسا و آقای درستکار و کارگردان محترم برنامه تصویربرداران و صدابرداران کمال تشکر را دارم .
موضوع بحث در رابطه با هفته بسیج و بازگو کردن خاطره جبهه و جنگ توسط اینجانب و گفتن چند خاطره در رابطه با جنگ و همچنین نمایش کتاب های اینجانب در پخش زنده و نهایتا پخش فیلمی از مرحوم حاج آقا دوست فاطمی ها که 30 سال پیش بنده کارگردان ، نویسنده و تدوین گر آن بودم که با مشاهده فیلم توسط سرکارخانم دوست فاطمی ها ، مدیر کل نهاد کتابخانه های عمومی استان یزد ایشان متوجه شدند که این فیلم ، فیلم پدر ایشان می باشد و بنده فیلم را تقدیم سرکار خانم دوست فاطمی ها کردم.
امیدوارم که روح مرحوم حاج آقای دوست فاطمی ها شاد گردد.
در پایان از مدیر کل محترم صدا و سیمای یزد ،جناب آقای پهلوانیان و از حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای کشفی و دیگر همکارانشان کمال تشکر را دارم.
با حضور در اداره کل کتابخانههای عمومی استاننویسنده میبدی 200 جلد از کتابهایش را به کتابخانههای عمومی یزد اهدا کردغلامرضا کارگر شورکی، نویسنده مطرح میبدی در جریان دیدار با مدیرکل کتابخانههای عمومی استان یزد، 200 جلد از کتابهای خود را به کتابخانههای عمومی استان اهدا کرد.
این نویسنده مطرح استان در دیدار با رقیه دوست فاطمیها، مدیرکل کتابخانههای عمومی یزد از تلاشهای کتابداران تلاشگر استان قددرانی کرد و حرفه کتابداری را شغلی فرهنگساز و تأثیرگذار ارزیابی کرد.
وی در این دیدار در مجموع 200 جلد از دو عنوان کتابهای خود با عنوان «شبیههای شاد» و «مدیریت علم و هنر» را به کتابخانههای عمومی استان اهدا کرد.
مدیرکل کتابخانههای عمومی استان یزد نیز با تشکر از حضور کارگر شورکی در اداره کل کتابخانههای استان، اقدام وی در اهدای کتابهایش را ستود.
گفتنی است، غلامرضا کارگر شورکی، استاد دانشگاه و از نویسندگان مطرح میبد است که سابقه کتابداری در چند باب از کتابخانههای شهرستان میبد را نیز در کارنامه شغلی خود دارد.
این نخبه بسیجی استان یزد تاکنون چهار عنوان کتاب به نامهای چشمههای اشک، شبیههای شاد، پرواز سه کبوتر و مدیریت علم و هنر را تألیف کرده و کتاب پنجم وی با عنوان «قایق و مین» در دست چاپ است.
یادداشت خواندنی مهندس سید جواد امامی میبدی پیرامون کشمکش رسانهای اخیر دو تن از کارکنان اداره ارشاد میبد
باسمه تعالی
دایی جان! این نیز بگذرد
اخیرا مصاحبه یکی از هنرمندان میبدی درباره وضعیت سینما وهنرهای نمایشی در یک خبرگزاری ونیز پایگاه خبری شهرستانی منعکس شدکه با جوابیه شدیداللحنی از سوی اداره محترم ارشادمیبد همراه بود.
بی توجه به ادعای دوطرف و صحت وسقم هرکدام،نکاتی تقدیم می شود:
1- فرض کنید سی سال در هنرهای نمایشی حداقل دستی بر آتش داشته باشید و از نویسندگی وکارگردانی گرفته تا داوری جشنواره هایی را بر عهده داشته باشید. تحصیلات مرتبط با آن رشته را هم تامقطع دکتری ادامه بدهید آن وقت بشنوید که همکارتان بگوید شما پیشکسوت محسوب نمی شوید و پیشکسوت کسی است که اثری بافلان ویژگی ها دارد و شما فاقد آنید. چه احساسی خواهید داشت؟
2 - فرض کنید به کسی که از بیست سال پیش در جشنواره های هنری کم و بیش همراهش بوده اید و زمانی با بازیگری در آثار او جوایز استانی و کشوری گرفته اید، بگویند شما اصلا سواد هنری ندارید، عکس العملتان چه خواهد بود؟
3 - فرض کنید کسی سهوا تفاوت ثبت مالکیت معنوی با ثبت ملی را نداند و همکارش این اشتباه سهوی را پیراهن عثمان کند که اعتبار کتابهایت زیر سوال است، چه حالی خواهید داشت؟
4- فرض کنید استادی که وقتی در دانشکده ای تدریس می کنید در کلاس مجاور مشغول تدریس است و اخبار کلاسهایش را از دانشجویان مشترکتان می شنوید از زبان همکارش بشنود اصلا از کجا معلوم فلانی مدرس دانشگاه است!!!
5 - بنده با آقای غلامرضا کارگر که دانشجوی دکتری مدیریت رسانه هستند، رابطه نسبی دارم و امیدوارم این آشنایی مرا از جاده انصاف خارج نکند. مفتخرم از هشت سالگی در گروه تئاترشان فعالیت کرده ام تا دوازده سالگی. بعدا در چندکار کوتاه و نیمه بلند در خدمتشان بوده ام و خلاصه حق استادی به گردن حقیر دارند. از روزی که جوابیه غیر منصفانه اداره محترم ارشاد را دیده ام، علی رغم حسن نیت و آشنایی دورادوری که با نویسنده اش دارم بغضی گلویم را فشرده که جای گفتنش نیست.
حرف گفتنی زیاد است. آن دوست بزرگوار نویسنده جوابیه را هم فردی دیندار و دوستدار هنر و فرهنگ می شناسم. هر چند محل بازگویی اختلافات درون سازمانی را عرصه رسانه ها نمی دانم و معتقدم حتی دشمنی با کسی نباید ما را از انصاف خارج کند. با آن که منفعتی ندارم ولی به حکم اصلحوا بین اخویکم، دست به قلم الکن بردم تا به سهم خود نگذارم این اتفاق ناگوار برای هیچ انسانی در حیطه تخصصی اش رخ دهد که در جواب چند انتقاد هرچند تند و گزنده، حیثیت حرفه ای خود را بر باد رفته بیابد.
به خدا پناه می بریم از شرور نفسانی و مکافات عملی که از ما دور نیست.
اینجانب به عنوان مسئول امور سینمایی شهرستان میبد از اینکه مطلع شدم که وضعیت هنر و سینما در شهر و استانم عالی و مطلوب باشد ، خیلی خرسند می باشم و خدا را شاکر هستم.
و اما در این جوابیه چند سوال و ابهام در رابطه با اینجانب پیش آمده است که به رسم ادب لازم دیدم که پاسخگو باشم .
1- در قسمتی از جوابیه از بنده سوال شده بود که :
آیا جناب کارگر تاکنون کاری ماندگار تولید کرده اند که به آن بها داده نشده؟
عزیزان را به دیدن رزومه کاری بنده در این لینک دعوت می کنم.
باز هم خوب بود خبرنگار از ایشان سوال می کرد به کدام کارتان بها داده نشده است یا بهتر بگوییم چرا باید به شما بها داده شود؟ آیا این مقایسه ظلم به شهید آوینی نیست، شهیدی که با آن همه اثر ماندگار برخلاف دیگران به ادای تکلیف می اندیشید نه به پست و مقام!
بنده از عزیزان و دوست داران شهید آوینی و شهید عزیز و الگویم شهید آوینی و شما عزیزان،عذر خواهی می کنم که اگر با مقایسه ی بنده با ایشان مسبب ناراحتی شما شده باشم.
بنده فقط در صفت مظلومیت خود را با ایشان مقایسه کرده ام وگرنه من کجا و شهید قلم کجا ؟! وانگیزه کار بنده نیز بینی و بین الله است و خدا می داند ....
3 – در قسمت دیگر :
جایی از ایشان بعنوان استاد دانشگاه!! نام می برد و چه خوب است خبرنگار، مدرک استادی را در همان سایت منتشر کنند تا خوانندگان مطلع شوند که ایشان استاد در چه رشته ای بوده و عضو هیئت علمی کدام دانشگاه می باشند؟
در جواب شما :
شما خبرنگار محترم، اگر اصل ارائه اطلاعات صحیح به مخاطب را زیر پا نمی گذارید؟!می توانید در دانشگاه های شهرستان میبد و اردکان بررسی کرده و دروس تدریسی ایشان را در سایت خود بگذارید تا شما عزیز محترم اصل ارائه اطلاعات صحیح به مخاطب را زیر پا نگذارید؟!
4- و در قسمتی دیگر
در جایی دیگر کارگر را نویسنده 5 کتاب فاخر! اگر آقای کارگر منظور از حق ثبت مالکیت معنوی را می دانستند حتماً در تهیه کتابشان آن را زیر پا نمی گذاشتند، متاسفانه در چند کتاب ایشان مالکیت معنوی آثار دیگران به شدت نقض شده و بدون ارجاع صحیح، جملات دیگران را به نام خود به ثبت رسانده...
به نظر بنده مرجع بررسی کتا ب و ثبت آثارهنری ، کاربررسی کتابها را بهتر از منتقدان می داند.