یاشهر رمضان وای ضیافت الهی مرادریاب تا بر سرسفره سحریت نفسی بکشم آه 35 سال خدمت به بندگان خدا گذشت اگر قبول کنی من میدانم همیشه یارم بودی امیدم آن است که بادست خالی نروم عاقبت بخیرم کن بازنشستگی عجب حالی دارد کنج خانه عزلت گزیدن مردم دیارم ازاین حقیر راضی باشید من از همه دوستان وآشنایان وهمه همکارانم راضی هستم وبه آنها افتخار میکنم خدا توخود میدانی برمن چه گذشت الهی به امید تو والسلام خدمت تمام
ایام به دیدار شمایند مبارک
نوروز بمانید که ایام شمایید
دکتر کارگر دردانه،
با تقدیم سلام و سپاس از بذل عنایت،
متقابلا فرا رسیدن عید نوروز باستانی و سال ۱۴۰۰ را به آن همیشه مهربان تبریک می گویم. آرزو دارم که این عید تنها نو شدن تقویمی نباشد، بلکه زمان تحول دلها به سوی بهترین خوبی ها و زیبایی ها با عنایت خداوندی باشد.
با بهترین آرزوها، هر روزتان نوروز
روز سینما بر سینماگران متخصص و متعهد و متدین تبریک عرضه می کنم.
امیدوارم این صنعت هنری و مردمی کما فی سابق رونق بگیرد و در ایران مجددا بدرخشد، سینما یک سرگرمی نیست بلکه هدفش بردن مردم را از تاریکی به روشنایی است . هنر رسانه هم همین است که بتواند ارتباط بین هنر و مردم برقرار کند و مردم را جذب نماید.
این حقیر که کارشناس امور هنری و سینمایی سمعی بصری هستم ، این حقیقت را خوب درک کرده ام که امروزه هنر و هنرمند را نمی توان خانه نشین کرد. عرصه سینما را برای هنرمندانی ایرانی میدانم که با تخصص و تعهد و تدین به خلق آثاری از چهره های ماندگار ایران و جهان می پردازند . امروزه هنرمندان نیز باید از تکنولوژی روز و نوین در خلق آثار هنری استفاده کرد تا از سینمای جهان عقب نمانیم.
مردم نیز هنر این هنرمند متعهد را می ستایند و او را در اذهان خود ماندگار می سازند و برای این هنرمند همین بس که سینما تلویزیون،رادیو و تئاتر چهره واقعی هنرمندان را به مردم دوستدار هنر نشان دهند و تا یادشان در اذهان مردم همیشه زنده و ماندگار می ماند .
باید بکوشیم تا هنرمندان سینما زنده هستند به آنها بها می دهیم نه وقتی از دنیا رفتند .
السلام علیک یا اباعبدالله یا قمر بنی هاشم عباس (ع)
امروز عاشورا سال 1399 9/6/99 صبح ساعت 7 از منزل خارج شدیم به مدت یک سال بود و یا بیشتر به صحرای جعفرآباد شورک نرفته بودم راهی شدم قدم زنان رفتم تا به مسجد پدرم رسیدم کمی آنجا نشستم و برای امام حسین (ع) وپدرم ؛ پیر غلام اباعبدالله الحسین (ع) ، گریستم و مدتی گذشت در صحرای جعفر آباد شورک حیران و سرگردان بودم تا اینکه خودم را به منزل رساندم و چون بعد از پدرم من نقش ایشان را در مراسم روز عاشورای شهیدیه که راهب مسیحی است را ایفا می کردم و امسال به دلیل وجود این ویروس منحوس کرونا این مراسم برگزار نمی شد خودم را به منزل رساندم و خودم را آماده اجرای این نقش مثل عاشورای هر سال در منزل کردم و در همان ساعتی که سالهای قبل در حسینیه اجرا می کردم با همان حال به یاد امام حسین(ع) و پدرم اجرا کردم و بسیار منقلب شدم و فضای خوبی بود :
در نقش راهب مسیحی بودم ، سر خریدم و با گلاب شستشو دادم و الی آخر
ان شاءالله خدا و امام حسین (ع) از من قبول کنند و این ویروس را به زودی زود ریشه کن کنند
من همچنان با حالت منقلب بودم که ناگهان خواب رفتم و در خواب ....
تا زنده ام نوکر امام حسین (ع) و قمر بنی هاشم (ع)هستم .
به خدا چه بگویم ....
من فرزند پدری هستم که در ماه محرم بعضی شبها که به او اجازه نوحه خوانی نمی دادند به خانه می آمد و در اناقش تنهایی می خواند و سینه می زد و من پشت در اتاق گریه می کردم .
حالا من فرزند اویم که این کرونای لعنتی نگذاشت که امسال مراسم مخصوص روز عاشورا (کتل)داشته باشیم و خودم تنهایی در منزل اجرا کردم تا شاید امام حسین (ع) و قمر بنی هاشم (ع)، جانم فدایشان، از این بنده حقیر پذیرا باشند و ان شاءالله که با نابودی این ویروس کرونا ، راه کربلای شما نیز باز شود.
با تشکر از آقایان حاج محمد حسین کارگر مسئول حسینیه شهدا شهیدیه و حاجی رضا عرفا که امسال و در این ایام کرونا عزاداری ها را خوب مدیریت کردند و به نحو احسن به انجام رساندند.
خاطره ای از راهپیمایی کربلا
چند سال پیش به راهپیمایی اربعین رفته بودم چهار نفر همراه هم بودیم و می خواستیم به نجف برویم با یک ون عازم نجف شدیم 2 کیلومتر نیز رفته بودیم که من دقت کردم و دیدم که ون به طرف شمال عراق می رود و متوجه شدم که افراد داخل ون به زبان انگلیسی و عربی صحبت می کنند ، بسیار نگران شدم. ناگهان نگاهم به بغل دستی ام افتاد جوانی زیبا رو و ماه سیما و خوش اخلاق کنارم نشسته بود او گفت برادر پیاده شو و به حرم برگرد و من تشکر کردم و چهار نفرمان پیاده شدیم از آنجا که پیاده شدیم تا نجف 2 کیلومتر مانده بود ولی هر اتوبوس عراقی که می آمد نمی ایستاد تا ما را سوار کند و رد می شد تا اینکه یک پسر بچه عراقی آمد و با لهجه عربی و کلمات دست و پا شکسته فارسی و عربی گفت کنار جاده بنشینید و استراحت کنید من دست بالا می کنم و اتوبوس را برای شما نگه می دارم همان لحظه بود که اتوبوسی آمد و پسرک دست بالا کرد همراه ما آمد و ما را سوار بر اتوبوس کرد و خودش پیاده شد.
خاطره ای از غلامرضا کارگر شورکی فرزند شیخ حسن کارگر شورکی ، فرزند پیر غلام حسینی
دکترای مدیریت رسانه ، نویسنده و کارگردان ، بازیگر سینما و تئاتر و تلویزیون ، استاد دانشگاه